به گزارش ؛ پس از برگزاری انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی در 29 بهمن 1378 اکثر کرسیهای خانه ملت از آن نمایندگان اصلاحطلب شد.
نمایندگان مجلس ششم در آستانه نیمه خرداد 1379 در مراسم سوگند خود در صحن ساختمان بهارستان اعلام میکنند: «در برابر قرآن مجید به خدای متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد میکنم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم. همچنین ودیعهای که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی اطاعت کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهار نظرها استقلال کشور و آزادی مردم و تامین مصالح آنان را مدنظر داشته باشم»
بدین ترتیب 4 سال اصلاح طلبان "کلیددار خانه ملت" می شوند. در بررسی کارنامه چهار ساله مجلس ششم بیش از آنکه شاهد دفاع نمایندگان از حقوق مردم ایران، موضع گیری علیه آنچه تهدید علیه امنیت ملی محسوب میشد، فعالیت در راستای رفع مشکلات معیشتی مردم، دفاع از ارزشهای امام و انقلاب و شهدا و... توسعه سیاسی و آزادی مطبوعات و... در اولویت نمایندگان ملت قرار می گیرد.
***لوایح دوقلو؛ مستمسکی برای بقا در راس امور اجرایی
دولت اصلاحات با نزدیک شدن به پایان دوران "حضور در راس قدرت" لایحهای تحت عنوان "لوایح دوقلو" تهیه و تنظیم کرده و به مجلس ارائه میدهد؛ هفته اول آبان ماه 1381، کلیات این لایحه که در نهایت به "تغییر قانون انتخابات" منجر میشد در صحن علنی مجلس مطرح و پس از اظهارنظر مخالفان و موافقان با این لایحه و نیز نظر موافق مخبر کمیسیون امنیت ملی و نماینده دولت، به تصویب مجلس ششم رسید.
در جریان تصویب این لایحه، اولین بند آن یعنی «حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان» به بحث گذاشته و پس از سخنان مخالف و موافق، تصویب شد.
به دنبال حذف "نظارت استصوابی"، شرط "اعتقاد و التزام کاندیداهای مجلس به اسلام و ولایتفقیه" نیز حذف و صرف مسلمان بودن و ابراز وفاداری به قانون اساسی در فرم ثبت نام، جایگزین این شروط شد.
در ادامه نیز با تغییر 9 ماده از قانون انتخابات، ضمن کاهش نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس، نظارت رئیسجمهور بر این انتخابات را تصویب کردند.
سرانجام در تاریخ 9اسفند 1381نمایندگان مجلس ششم، بررسی لایحه تغییر قانون انتخابات را پیگرفتند و با تصویب آخرین بندها، رسیدگی به این لایحه را به پایان رساندند.
با پایان تعطیلات نوروزی سال 1382، شورای نگهبان پس از بحث و بررسی لایحه تغییر قانون انتخابات مجلس، این لایحه را در 39 مورد خلاف قانون اساسی و در 7 مورد خلاف شرع تشخیص داد و آن را رد کرد.
اعلام رسمی نظر شورای نگهبان در مورد لایحه انتخابات مجلس، حملات تند افراطیون را در پیداشت. تا جائیکه محمدرضا خاتمی رفراندوم را تنها گزینه در این شرایط عنوان کرده و مدعی میشود که به هیچ وجه از حذف نظارت استصوابی کوتاه نخواهند آمد.
19 اردیبهشت 1382 شورای نگهبان پس از بررسی لایحه تبیین حدود وظایف و اختیارات ریاست جمهوری در جلسات متعدد، این لایحه را نیز در مواردی با قانون اساسی مغایر تشخیص داد و این مغایرتها را در 10 بند به مجلس برای اصلاح بازگرداند.
بدین ترتیب دولت و ملت اصلاحات در طرح خود برای بقا در راس امور و کاهش اختیارات سایر قوا ناکام میمانند.
***آخرین تلاشها برای بقا
پس از این ناکامی بزرگ، اصلاحطلبان در آستانه شروع بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس ششم، شورای نگهبان را به عملکرد غیرقانونی و مغایر قانون اساسی متهم و این شورا را به تحصن و استعفا در صورت رد صلاحیت عدهای از افراد اصلاحطلبان تهدید میکنند.
هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس هفتم بی توجه به تهدیدات و توطئهچینی نمایندگان خانه ملت (!) روند بررسی صلاحیت کاندیداها را انجام میدهند و در تاریخ 20 دیماه 1382 با صدور اطلاعیهای ضمن اعلام پایان رسیدگی به صلاحیت کاندیداها در هیئتهای نظارت استانها، روند بررسی صلاحیتها و نیز نحوه اعتراض کاندیداهایی را که صلاحیت آنها رد یا احراز نشده، تشریح میکند.
با اعلام اسامی نامزدها، اصلاحطلبان که خود را در آخر خط دیده و چیزی برای از دست دادن، نداشتند صحن خانه ملت را به جایی برای ایستادگی در مقابل قانون و موضع گیریهایی علیه ارزشها و منافع ملت تبدیل میکنند؛ در این زمینه "محسن میردامادی" رد صلاحیت کاندیداها را «کودتای غیرنظامی!» عنوان میکند.
***نبوی: خواب و خوراک را آماده کردهایم؛ نمایندگان در مجلس بمانند
بهزاد نبوی نایب رییس مجلس و عضو شاخص سازمان مجاهدین پس از اطلاع از نظر هیئت نظارت و رد صلاحیت شدن خود و یارانش، به خبرنگاران اعلام کرد: " تمام تدارکات لازم برای تداوم تحصن، پیشبینی و لوازم خواب و خوراک مهیا شدهاست".
24 ساعت پس از این، شمسالدین وهابی، عضو ارشد حزب مشارکت در مجلس ششم، به عنوان نطق قبل از دستور، بیانیهای را قرائت کرد که در آن ضمن محکومیت رد صلاحیتها، از تحصن سخن به میان آمده بود: "تا زمانی که لازم باشد در مجلس شورای اسلامی متحصن میشویم"
پس از وهابی، سازگار نژاد (نماینده مجلس و مسئول اداره نشست متحصنین) از رئیس مجلس در صحن مجلس خواست تا او اجازه دهد به مدت یک ساعت نمایندگان جلسه را ترک کنند.
ساعت 4:45 بعد از ظهر روز 21 دیماه 1382، تحصن در راهروی مجلس آغاز شد؛ محمد رضا خاتمی(به عنوان سخنگوی متحصنین) و بهزاد نبوی سخنرانیهای آتشینی را ایراد که اندکی بعد با پوشش گسترده رسانههای بیگانه نظیر بی.بی.سی مواجه میشد.
دیگر متحصنین هم در این زمینه فعال بودند و سعی کردند با سخنرانی های ضد امنیتی خود، فضا را برای آنچه فشار از پایین خوانده می شد آماده کنند؛ گرچه به نظر می رسید این بار به دلیل عدم حمایت مردم مجبور شده بودند به فشار از بالا بپردازند.
***سیاست خاتمی و کروبی در تحصن نمایندگان: "دوگام به جلو یک گام به عقب"/موسوی خود را به جمع متحصنین رساند
روز چهارم بهمن 82، میرحسین موسوی که آن روزها سعی میکرد ژست طرفداری از نظام و وارد نشدن به افراطیگریها را حفظ کند، خود را به جمع متحصنین رسانده و به تهییج نمایندگان متحصن پرداخت، موسوی در جمع متحصنین میگوید: "راه اکثریت یافتن در مجلس، متهم کردن نخبگان به بیدینی نیست." عجیب است که در آن برهه زمانی کسی به این جمله موسوی توجه نکرد.
در این بین خاتمی و کروبی نیز به عنوان دو تن از سران قوا با سیاست "دوگام به جلو یک گام به عقب" از نمایندگان حمایت میکنند؛ از جمله اقدامات حمایتی این دو نفر صدور بیانیه مشترکیست که در تاریخ 5 بهمن منتشر میشود و در آن از «قانع کننده» نبودن دلایل شورای نگهبان در رد صلاحیتها سخن میگویند. شاید تصور آنها این بوده که شورای نگهبان باید نظر تک تک افراد را بداند و آنها را قانع کند.
سرانجام در تاریخ 17 بهمن 1382 نمایندگان ادامه تحصن را بینتیجه میبینند؛ "محمدرضا خاتمی" سخنگوی متحصنان رسما پایان تحصن نمایندگان مجلس را اعلام کرد و گفت: "باید وارد مرحله دوم شویم؛ یعنی استعفا؛ به درخواست اولمان توفیق کامل پیدا نکردیم اما در افشای توطئه به نتیجه رسیدیم. توانستیم انتخابات روز اول اسفند را به گونهای نشان دهیم که کسی نتواند به عنوان انتخابات آزاد و دموکراتیک از آن دفاع کند. تحصن توانست شاخ این توطئه را بشکند تا دیگران به دنبال این باشند که این انتخابات را در اول اسفند توجیه کنند(!)
***وقتی نمایندگان به نحوی استعفا می دهند که قابل پذیرش نباشد
پس از پایان یافتن تحصن نمایندگان، متحصنین هر یک با پوشههای زرد رنگ زیر بغل در مجلس حاضر میشوند تا استعفانامههای خود را به هیئت رئیسه مجلس ارائه کنند، اما در نهایت این حرکت نیز به علت اینکه "استعفای دستجمعی نمایندگان" با نص صریح آیین نامه داخلی مجلس مغایرت داشت عملا اجرایی نشد و از بین 130 نماینده متحصن تنها 4 نفر حاضر شدند، استعفای فردی خود را به هیئت رئیسه تقدیم کنند.
**بازتابهای داخلی و خارجی تحصن
در داخل کشور علیرغم تلاش فراوان اصلاحطلبها و به خصوص حزب مشارکت، هیچ استقبالی از سوی مردم نسبت به تحصن انجام نگرفت. البته تجمع و تحصن طلاب در مدرسهی فیضیهی قم در مقابله با حرکت افراطیون مجلس قابل توجه است، با این حال پارچه نوشتههای محل تحصن که به زبانهای انگلیسی و عربی بود، پرده از خواست متحصنین برای دخالت خارجیها در مسأله بر میداشت که این امر تا حد زیادی محقق شد.
«خاویر سولانا»، نمایندهی عالی سیاست خارجی و امنیت اتحادیهی اروپا؛ «آدام ارلی»، سخنگوی وزارت خارجهی آمریکا؛ «فولکر روهه» رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس فدرال؛ «دومینیک دو ویلپن»، وزیر امور خارجهی فرانسه از کسانی بودند که آشکارا و به درخواست سران اصلاحات در مسایل داخلی کشورمان دخالت کردند. بازتاب گسترده اخبار تحصن نمایندگان در خبرگزاریهای بیگانه نیز نکته قابل تأملی در این بحث است.
***قسم خوردند اما قسم شکستن در مرام آنها بدیع نبود
گرچه نمایندگان ششمین خانه ملت قسم یاد خورده بودند "پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشند، همچنین ودیعهای که ملت به آنها سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنند" اما در مرام این جریان عهد بستن و عهد شکستن موضوع جدیدی نبود.
پس از مجلس ششم، در انتخابات سال 88 نیز اصلاحطلبان وقتی نمیتوانند از "در قانون و انتخاب مردم" به عرصه قدرت ورود پیدا کنند تلاش می کنند از "پنجره بی قانونی و زیر پا گذاشتن حقوق ملت" به دنبال تحمیل خود به جامعه هستند؛ البته در این شرایط، ایادی استکبار همچون آمریکا و اسرائیل، نه با "کف زدن" بلکه با "میدان داری"به یاری جریان به اصطلاح داخلی اصلاحات می آید.
***آنان که نه دل رفتن دارند و نه کور سو امیدی برای ماندن
پس از مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیاری از افراد منتسب به جریان دوم خرداد یا همان اصطلاحات به دامان حامیان اصلی خود در آمریکا و انگلیس و ... پناه برده و نقاب از چهره کشیدند؛ عده ای نیز در داخل چهره واقعی خود را عیان کرده و با روی گردانی مردم از اعمال خلاف قانون و خلاف انصاف آنها تنها گوشه عزلت را به دست آورده اند.
اما در این بین هستند عده ای که نه دل رفتن دارند و نه کورسوی امیدی برای ماندن، این افراد همچنان با سیاست "دوگام به جلو یک گام به عقب" به دنبال حفظ پل های فرسوده پشت سر هستند.
بنظر می رسد با وجود سیاست "جذب حداکثری و دفع حداقلی نظام" و باز بودن راه توبه برای همه این افراد راه بازگشت دارند اما به شرط آنکه دل بکنند...
دل بکنند از حمایت آنان که دلشان برای دشمنی کردن با مردم انقلابی ایران قنج می روند و هر شب با امید رویای نابودی نظام اسلامی و از پادرآوردن مردم انقلابی ایران به خواب می روند، دل بکنند و به اقیانوس ملت باز گردند...ان الله یحب التوابین.